پژوهشكده تحقيقات اسلامى
48
سرداران صدر اسلام (فارسى)
آنها دعوت او را پذيرفتند . عمروعاص به همراه نيروهاى يمنى بر سپاه على عليهالسّلام حمله ور شدند . عمروبن حمق گفت : « كار عمرو عاص را به من واگذاريد ، زيرا كه نيروهاى او از تبار من هستند . » ابنبديل به او گفت : « بگذار همه با هم حمله كنيم . » عمروبن حمق گفت : « نه ، من به جنگ او مىروم . » اين را گفت و شجاعانه يورش برد و اين گونه مىسرود : « واى بر لشگر تباه شدهء يمن ، كه چونان گلهء آهو به دنبال هم افتادهاند ، به چوپانى گمراه دل بستهاند . عمرو عاص آنان را به خوارى مىكشاند . كاش دستان من بى انگشت بود ، وشما همچنان در ساحل يمن مىمانديد . آنان كه شما را به نابودى كشاندهاند ، مرا به حال شما گريان ساختهاند . » نيروهاى عمرو عاص در برابر نيروهاى عمرو بن حمق تاب نياوردند و فرار كردند . « 1 » از شهود حكميّت به دنبال شكستهاى پى درپى سپاهيان شام ، باقيماندهء نيروهاى معاويه در آستانهء نابودى حتمى قرار گرفتند . در اين هنگام با ترفند عمروعاص ، شاميان
--> ( 1 ) . وقعه صفين ، ص 399 .